اصول اخلاقی در کدام نظام مالی فرصت بروز بیشتری دارد؟

به گزارش وبلاگ تایلند نت، خبرنگاران: اقتصاد و اخلاق به عنوان دو حوزه مهم در علوم انسانی چه فصل مشترکی با هم دارند؟ تفاوت اشتراکات اخلاق و اقتصاد در سطح فردی و کلان چیست؟

اصول اخلاقی در کدام نظام مالی فرصت بروز بیشتری دارد؟

به گزارش خبرنگاراندر طول تاریخ مدافعان اقتصاد مبتنی بر بازار و نظام های مالی متمرکز یکدیگر را متهم به غیراخلاقی بودن می نمایند. تجربه های تاریخی نشان داده است سیستم های مالی که با سر دادن شعارهای اخلاقی مانند برابری و عدالت بر سر کار آمده اند، در نهایت تمام پایه های اخلاقی جامعه را از بین برده اند. به نظر می آید کلید حل سوءتفاهمات در بحث اخلاق سیستم های مالی کنکاش در مفهوم آزادی است.

با پیشرفت روزافزون علوم انسانی در دهه های اخیر، حوزه های بین رشته ای از اهمیت ویژه ای برخوردار شده اند. فلسفه اصلی ترکیب علوم مختلف، ناکافی بودن زاویه دید یک علم خاص در تفسیر دنیا بوده است. از این رو که هرکدام از علوم انسانی بخشی از حقیقت دنیا پیرامون ما را نشان می دهد، رسیدن به تفاسیر جامع تر از اهداف محققان علوم مختلف است. علم اقتصاد نیز از این گزاره مستثنی نیست و ملحقات زیادی از علوم دیگر به یاری تفسیرهای مالی آمده است. به طور معین رابطه بین اقتصاد و اخلاق در سطح فردی و اجتماعی چیست؟ اشتراکات امر اخلاقی و امر مالی چیست؟ در سطح کلان و در خصوص نظام های مختلف مالی که همیشه در طول تاریخ دچار بحث و جدل بوده اند، صندلی امر اخلاقی کجاست؟

رابطه اخلاق و اقتصاد

قبل از درک رابطه بین اقتصاد و اخلاق تعریفی هر چند مختصر برای شناخت اشتراکات این دو حوزه لازم است. علم اقتصاد دانشی است که رفتار انسانی را در رابطه با اهدافی نهایی و ابزاری کمیاب که قابلیت استفاده های مختلفی دارد را مطالعه می نماید. در صورت بندی ساده تر اقتصاد مطالعه کنش و انتخاب های انسانی در بازار است. اما اخلاق چیست؟ اخلاق را نیز به صورت حداقلی می توان شاخه ای از علوم انسانی دانست که درحال سر و کله زدن با درست یا غلط بودن اقدامات آدمی است. به عبارت دیگر، اخلاق و اقتصاد در طبیعت خود دارای موضوعی مشترک هستند که عبارت است از کنش های انسانی، تصمیم گیری او و در نهایت انتخاب نهایی مردم. بسیاری از تصمیمات اخلاقی که انسان ها روزانه اتخاذ می نمایند، در حقیقت تصمیماتی مالی هستند. یا از سوی دیگر، کیفیت تصمیمات بشری که درست یا غلط هستند، شکل دهنده زندگی مالی انسان ها است. این موضوع نشان می دهد که بحث اخلاق و اقتصاد بیشتر از آنچه که تصور می گردد، درهم تنیده شده است و این دو شاخه از علوم انسانی به راحتی قابل تفکیک نیستند. اما موضوعی که باید در نظر گرفت این است که در هم تنیده بودن این دو موضوع به معنای قابلیت جایگزینی آنها با یکدیگر نیست. آگاهی به رابطه موجود بین اقتصاد و اخلاق به معنای فرموله کردن اقتصاد در فرم های اخلاقی نیست. اقتصاد علاوه بر اشتراکاتی که با حوزه اخلاق دارد، مکانیزم های خاص خود مانند عرضه و تقاضا و مانند علوم دیگر قوانین مخصوص به خود را نیز دارا است. تذکر این نکته لازم است که این اختلافات به این معنی نیست که هیچ ارتباطی بین این دو حوزه وجود ندارد. برای روشن تر کردن حد اشتراک و عدم اشتراک این دو حوزه باید دانست اخلاق، اقتصاد و بازارها موضوعاتی هستند که بیشتر در حوزه شخصی در ارتباط هستند. ارتباط دادن اخلاق و اقتصاد در حوزه عمومی در طول تاریخ موجب سوءتفاهماتی بزرگ، در طول تاریخ شده است.

متر مشترک اقتصاد و اخلاق؛ آزادی

چه تفاوتی بین اشتراکات اخلاق و اقتصاد در حوزه شخصی و عمومی وجود دارد؟ این یک حقیقت است که هر دوی موضوعات اخلاق و اقتصاد در خصوص تصمیمات درست یا غلط هستند. پژوهشگران حوزه اخلاق در زمینه درستی یا غلطی رفتارهای انسانی مطالعه می نمایند و اقتصاددانان نیز درباره تصمیمات مردم در زمینه هایی مانند مبادله، فراوری، فروش و خرید. تا اینجا به نظر می رسد می توان با تعمیم گزاره های اخلاقی، تصمیمات مالی دنیا شمولی را معین کرد تا انسان را به رستگاری برساند. این سوءتفاهم در طول تاریخ سبب شکل گیری نظام های مالی متمرکز در طول تاریخ شده است. سیستم هایی که در قرن بیستم در کشورهایی بزرگ مانند اتحاد جماهیر شوروی، چین و کوبا ظهور کرد و هرکدام از آنها به سرنوشت های مختلفی دچار شدند. سیستم هایی که به زعم خود برای رساندن جامعه به هدفی بزرگ، مالی را پایه گذاری کردند که مبتنی بر مداخله کامل دولت در اقتصاد بود و به زعم گردانندگان آن تصمیماتی مبتنی بر اقتصاد و اخلاق را برای اشخاص تجویز می کردند. مشکل اخلاقی نظام های مالی متمرکز که از قضا در ابتدای امر با شعارهای اخلاقی عدالت و برابری کار خود را شروع کردند در کجاست؟ موضوع اصلی این است که شخص به عنوان عامل تصمیم گیرنده چه در حوزه اقتصاد و چه در حوزه اخلاق خود باید تصمیم بگیرد که چه امری درست و چه امری غلط است. به عبارتی زمانی یک تصمیم اخلاقی می تواند برچسب درست یا غلط را به خود بگیرد که آزادانه اتخاذ گردد. همچنین این موضوع در انتخاب های مالی نیز صادق است. نتیجه این بحث آن است که متر اندازه گیری تصمیمات اخلاقی و مالی آزادی است و از این لحاظ است که نظام های مالی متمرکز به دلیل عدم وجود آزادی امور اخلاقی را نقض می نمایند. موضوعی که اخلاقیات را اخلاقی و یک بازار را به بازار آزاد تبدیل می نماید، مفهوم آزادی است. در تصمیم گیری آزادانه است که انسان ها با اتخاذ تصمیم های مالی-اخلاقی در راستای احتیاجها، ایده آل ها و اهداف خود حرکت می نمایند و در نبود آزادی این تصمیم ها عملا محلی از اعراب ندارند.

بازار آزاد؛ وضعیتی طبیعی یا برساخته ای اجتماعی

در سوی دیگر تجربه بشری و در مقابل نظام های مالی متمرکز، سیستم اقتصاد مبتنی بر بازار یا آنچه با نام بازار آزاد نیز شناخته می گردد، قرار گرفته است. دو سوال مهم در اینجا باید پاسخ داده گردد؟ اولین سوال اینکه آیا اقتصاد مبتنی بر بازار نیز نوعی سیستم مالی مانند سیستم های متمرکز است و تنها معینه هایش با آن متفاوت است یا تفاوتی ماهوی بین این دو سیستم مالی وجود دارد؟ سوال دوم نیز در خصوص اخلاقی یا غیراخلاقی بودن این سیستم مالی است. در جواب سوال اول باید گفت اقتصاد بازار آزاد توسط شخصی مانند آدام اسمیت اختراع نشده است، بلکه این نوع سیستم مالی کشف مجدد اوست. تفاوت معنایی دو کلمه اختراع و کشف می تواند شرح مناسبی برای تفاوت بین اقتصاد بازار با آنچه سیستم های مالی متمرکز نامیده می گردد، باشد. در حقیقت سیستم بازار آزاد توسط انسان طراحی نشده است، بلکه سیستمی است از کنش های آزادانه انسانی. با این تعریف می توان ادعا کرد این سیستم از ابتدای تاریخ کار خود را شروع نموده است و محصول یک برنامه ریزی انسانی و اختراعی جدید نیست. پس می توان مشاهده کرد که تفاوتی ماهوی بین تمام نظام های مالی متمرکز و اقتصاد بازار وجود دارد.

کدام سیستم مالی اخلاقی است؟

سوال دوم در خصوص اخلاقی یا غیراخلاقی بودن سیستم های مالی است. برای شرح اخلاقی بودن یک سیستم مالی باید به موضوع آزادی بازگشت. اقتصاد بازار آزاد مبتنی بر کنش و انتخاب انسان ها در بازار است. کنش هایی که با تصمیم تمام افراد موجود در بازار گرفته می گردد و هر فرد مسوولیت تصمیم خود را بر عهده دارد، زیرا آزادانه اتخاذ شده است. مداخله دولت در امر مالی در حقیقت باعث می گردد تصمیم هر فرد متعلق به خودش نباشد زیرا آزادی انتخاب افراد محدود می گردد. زمانی یک تصمیم مالی، تصمیمی اخلاقی و ارزشمند است که به صورت آزادانه گرفته گردد. نبود مداخله حاکمیت در امر مالی برای اتخاذ تصمیم آزادانه لازم است. در حقیقت اخلاق احتیاج دارد تا رفتار انسان ها جلوه گر تصمیم های آزادانه آنها باشد. در نهایت می توان نتیجه گرفت در نظام های مالی متمرکز بحث اخلاقی با مسائل بنیادین روبرو خواهد شد. اقتصاد مبتنی بر بازار که بر خلاف نظام های مالی متمرکز، داعیه اخلاقی بودن ندارد، زمینه ای بسیار وسیع تر برای بروز امر اخلاقی مهیا می نماید. سیستم بازار آزاد مانند سیستم های مالی متمرکز دارای دکترین اخلاقی خاصی نیست و این گزاره به این معنی نیست که این نظام غیراخلاقی یا از نظر اخلاقی خنثی است. در عوض بازار آزاد عامدانه با در نظر نگرفتن یک دکترین اخلاقی خاص، زمینه را برای بروز امر اخلاقی آماده نموده است. درحالی که تجربه تاریخی نشان داده است که نظام های مالی متمرکز که با شعارهایی مانند برقراری عدالت اعتماد مردم را جلب کردند، در نهایت با از بین بردن آزادی افراد و اعمال قدرت مطلقه سیاسی به نفع عده ای خاص، به پدیده ای غیراخلاقی تبدیل شدند. در نهایت ذکر این نکته مجددا لازم است که پیچیدن یک نسخه واحد اخلاقی برای اقتصاد در سطح کلان نه تنها به نتایج فاجعه باری منجر می گردد، بلکه با از بین بردن مفهوم آزادی، جامعه را از هرگونه امر اخلاقی تهی می نماید.

منبع: اقتصادنیوز

به "اصول اخلاقی در کدام نظام مالی فرصت بروز بیشتری دارد؟" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "اصول اخلاقی در کدام نظام مالی فرصت بروز بیشتری دارد؟"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید